) ابعاد توانمندسازی روانشناختی
توانمندسازی روانشناختی یکی از تکنیکهای مدیریتی است که شامل زمینه های گستردهای میشود. محققان مختلف ابعاد مختلفی را برای توانمند سازی روانشناختی معرفی کرده اند که در اینجا به برخی از آنها اشاره خواهد شد.
در یک تعریف نهایی برای توانمندسازی روانشناختی چهار مولفه را مشخص کردهاند.
گروهی دیگر عنوان نمودند توانمندسازی روانشناختی را میتوان در پنج بُعد احساس شایستگی، احساس موثر بودن، ارزشمند بودن، خودمختاری و اعتماد خلاصه کرد.
احساس شایستگی: اطمینان داشتن به توانایی خود در انجام وظایف به طور موفقیت آمیز
احساس موثر بودن: باور داشتن به توانایی تاثیر گذاری یا کنترل شخصی بر نتایج فعالیتها
ارزشمندبودن: ارزش قائل شدن برای اهداف شغلی بر اساس ایدهآلها و استانداردهای شخصی
خودمختاری: داشتن آزادی عمل در انتخاب روش و چگونگی انجام کار
اعتماد: احساس امنیت کردن و باورکردن به اینکه با انها برخورد میشود (آقابیگی،۱۳۹۱).
۲-۱-۴) رویکردها و مدلهای توانمندسازی
دو رویکرد برای توانمندسازی معرفی شده است.
الف. رویکرد مکانیکی (ارتباطی): براساس این دیدگاه، توانمندسازی به معنای تفویض اختیار و قدرت از بالا به پایین، همراه با مرزها و محدودیت های روشن و پاسخگویی دقیق است که کنترل مدیریتی را افزایش میدهد. در این رویکرد توانمندسازی فرآیندی است که طی آن مدیریت ارشد یک بینش روشن تدوین کرده و برنامه ها و وظایف معین برای نیل به آن در سازمان ترسیم مینماید. او اطلاعات و منابع مورد نیاز برای انجام وظایف را برای کارکنان فراهم میکند و اجازه میدهد تا آنان در صورت نیاز تغییرات رویهای و اصلاح فرآیندها را انجام دهند. در این رویکرد نتایج کار و فعالیت بیشتر تحت کنترل مدیریتی باشد و ساده سازی کار و وظایف مورد تأکید است. به طور خلاصه در این رویکرد توانمندسازی یعنی تصمیم گیری در یک محدوده معین.
ب. رویکرد ارگانیکی (انگیزشی): این رویکرد دیدگاهی از پایین به بالاست و کنترل را کاهش میدهد. براساس این رویکرد توانمندسازی برحسب باورهای شخصی افراد تعریف میشود. بر طبق این دیدگاه، افراد توانا دارای ویژگیهای مشترکی هستند که تحت عنوان ابعاد توانمندسازی مطرح میشوند. این ابعاد اقدامات خاص مدیریتی نیستند بلکه منعکسکنندهی تجربیات یا باورهای کارکنان در مورد نقش آنها در سازمان میباشند. بنابراین توانمندسازی چیزی نیست که مدیران برای کارکنان انجام دهند بلکه طرز فکر کارکنان در مورد نقش آنها در سازمان است. در عین حال مدیریت سازمان میتواند بستر لازم را برای توانمندتر شدن کارکنان فراهم نماید. اما باید کارکنان توانمند را گزینش و به کار گیرند آنها باید خودشان احساس کنند که دارای آزادی عمل و قدرت تصمیمگیری هستند، آنها باید شخصاً احساس تعلق به سازمان کرده، احساس شایستگی و تبحر در مورد تواناییهای خود کنند و شایسته تأثیرگذاری بر سیستمی باشند که در آن کار میکنند(زمانیفر، ۱۳۹۰).
جدول ۲-۲: رویکردهای توانمندسازی روانشناختی (Bogler-Nir,2012)
| رویکرد | هدف | راهبرد | نظریه پرداز | |
| مکانیکی | قدرتمند کردن کارکنان | تفویض قدرت به زیردستان | فوی (۱۹۹۷)
شوول (۱۹۹۳) بلاتچارد (۱۹۹۶) |
|
| ارگانیکی | انگیزشی | افزایش انگیزه کارکنان | احساس خود کارآمدی | کانگر و کاننگو (۱۹۹۸) |
| شناختی | افزایش انگیزش درونی کارکنان | احساس شایستگی، معناداری، مؤثر بودن، خود مختاری | توماس و ولتوس (۱۹۹۰) | |
به طور خلاصه، رویکردهای اساسی توانمندسازی کارکنان و مؤلفههای آنها را میتوان در نمودار ۲-۲ مشاهده نمود (Bogler-Nir,2012).
| توانمندسازی |
| ارتباطی |
| انگیزشی |
| روانشناختی |
| قدرتمندسازی |
| تواناسازی |
| افزایش انگیزش درونی |
| تفویض اختیار |
| تقویت کفایت نفس |
| موثر بودن |
| خودکارآمدی |
| معناداری |
| حق انتخاب |
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
شکل ۲-۲ رویکردهای توانمندسازی (Bogler- Nir, 2012)
برای تحقق بخشیدن به مفهوم توانمندسازی مدلهای گوناگونی ارائه شده است. باید توجه داشت که تلاش برای تبیین توانمندسازی به شیوهای کاملاً عام تلاشی ناموفق است. هر سازمانی اقتضائات خود را دارد، بنابراین چالش توانمندسازی باید با توجه به نوع وظیفه و خصوصیات فردی انجام گیرد. با این وجود، برخی از ویژگیهای عام در ابعاد توانمندسازی توسط نویسندگان مختلف بیان شده است که به نظر میرسد که صاحبنظران در این ویژگیها توافق نظر دارند. اکنون به شرح مختصر این مدل ها میپردازیم.
برچسب:
نویسنده: مدیر سایت