شاخص کارایی
زمانی که داده ها اندازه همزمانی را در مورد چند متغیر شامل می شوند؛ تحلیل داده ها را تحلیل چند متغیره می نامند. بسیاری از روش های چند متغیره براساس الگوی احتمال مورد بررسی که به توزیع نرمال چند متغیری موسوم است قرار دارد. از جمله بررسی های علمی که برای آن روش های چند متغیری به کار می رود موارد زیر قابل ذکر است:
روش های تحلیلی چند متغیره را می توان براساس کارکرد و قابلیت ها، به دو دسته تقسیم نمود؛ بدین ترتیب که گروهی از روش ها به رتبه بندی گروه ها براساس مجموعه متغیرها می پردازند و دسته ای دیگر از روش های تحلیلی چند متغیره، که گروه های موردنظر را براساس مجموعه متغیرها، دسته بندی و سطح بندی می کنند. به این منظور مختصرا به معرفی هریک از دسته روش های چند متغیره پرداخته می شود.گروهی از این روش ها، از طریق فرمول های ساده و با رفع محدودیت ناشی از یکی نبودن مقیاس ها، امکان مقایسه نسبی گروه های مختلف را فراهم می نمایند؛ لکن گروهی از روش ها با محاسبات پیچیده آماری همراه هستند (صفوی و فلاحتی، ۱۳۸۶).
در این مطالعه سعی بر این است تا از متغیر بازده داراییها و بازده حقوق صاحبان سهام که از نسبت های سودآوری میباشد جهت شاخصی برای اندازه گیری عملکرد مالی بهره گرفته شود.
یکی از وظایف مهم مدیران کنترل داراییهای عملیاتی است. اگر داراییهای اضافی در عملیات به کارگرفته شوند هزینههای عملیاتی افزایش خواهند یافت. بازده داراییها با کنترل هزینهها، سود خالص و حجم فروش موجب میشود مدیران در بکارگیری داراییهای عملیاتی به دقت برنامهریزی نمایند. در واقع بازده داراییهای عملیاتی معیار اساسی مورد استفاده جهت ارزیابی عملکرد مدیریت است. هنگامی که شرکتها با عملکرد مشابه، دارای عمر دارایی متفاوتی هستند، بدون تعدیلات بهای تمام شده تاریخی، میتوانند موجب کاهش قابلیت مقایسه بازده داراییها گردد. رشد داراییها، ترکیب داراییهای اندازهگیری شده به بهای جاری را افزایش داده و موجب افزایش سودمندی بازده داراییها میگردد. محققان بازده دارایی را به طور منظم به نسبتهای خاصتر (گردش دارایی و حاشیه سود) تفکیک نموده تا اطلاعاتی راجع به سودآوری شرکت بدست آورند. نتایج حاکی از آن بود که برآورد نسبت گردش داراییها و حاشیه سود برای سودآوری جاری سودمند است و اطلاعاتی در مورد راهبردهای شرکت ارائه میدهد .در واقع این نسبتها برای بیان تغییرات، در بکارگیری داراییهای شرکت در جهت کسب عملکرد عملیاتی برتر سودمند میباشند. راهبرد، بخش اساسی در هر برنامه عملیاتی موثراست. شرکتها میتوانند با انتخاب یک راهبرد و اهتمام بر آن به نتایج مطلوب دست یابند. انواع مختلفی از راهبردهای تجاری طی سالهای گذشته شناسایی شده، با وجود آن، راهبرد عمومی”پورتر” رایجترین آنهاست. پورتر[۱](۱۹۸۰) بیان میدارد برای کسب سودآوری بلند مدت و مطمئن بجای اینکه راهبرد میانه رو داشته باشند، اتخاذ یک راهبرد عمومی مطلوبتر میباشد. هدف شرکتهای”رهبر در هزینه” از بکارگیری داراییها، بهبود و افزایش کارایی مدیریتی است؛ یعنی مدیریت موفق بر داراییهای فیزیکی را در این راهبرد مدنظر قرار میدهند. پیشرفت روز افزون فنآوری و نوآوری در فرآیند تولید از جمله عواملی است که موجب کاهش کارایی عملیاتی داراییها میگردد. بهرهمندی از امکان رشد در راستای بهبود مدیریت داراییها، برای آن دسته از شرکتها که در اندیشهی بهبود کارایی و اثربخشی هستند (شرکتهای رهبر در هزینه) مهمتر است . مدیران این دسته از شرکتها میکوشند تا با بهرهگیری از برنامههای نظاممند، ترکیبی کمنظیر از داراییها را فراهم نموده و به مزیت بهای تمام شده دست یابند. بنابراین انتظار میرود تاثیر منفی رشد دارایی بر بازده داراییها در شرکتهای پیرو “رهبر در هزینه” از شدت کمتری برخوردار باشد.
بازده داراییها نشان دهنده توانایی مدیریت در استفاده کارا از داراییها میباشد و بیشتر بر روی بازدهی بخش عملیات متمرکز است. این معیار در کنار معیار نسبت بدهیها (میزان استفاده بنگاه از اهرمهای مالی) نظام دوپانت را تشکیل میدهند. اگر داراییهای اضافی در عملیات به کارگرفته شوند مانند این است که هزینههای عملیاتی افزایش یافتهاند. یکی از مزایای مهم فرمول نرخ بازده داراییها این است که مدیران را به کنترل داراییهای عملیاتی وادار میسازد و همواره با کنترل هزینهها، نرخ سود خالص و حجم فروش، به کنترل داراییهای عملیاتی نیز میپردازند. نسبت بازده داراییها حاصل تقسیم سود خالص به کل داراییهای است (پینوو[۲]، ۱۳۸۳).
[۱] Porter
[۲] Pinove
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
برچسب:
نویسنده: مدیر سایت