در سنجش عملکرد دو رویکرد عمده وجود دارد: عینی و ذهنی و هر دو رویکرد دارای محاسن و معایب خاص خود هستند (آلن و دیگران[۱]، ۲۰۰۸). مقیاس های عینی بیشتر واقعی هستند، اما از نظر قلمرو پوششی محدود به داده های مالی هستند و دیگر ابعاد سازمانی را تبیین نمی کنند. از طرف دیگر، مقیاس های ذهنی کمتر واقع گرا هستند، اما توصیف غنی از اثربخشی سازمان ارائه می کنند.
این مقیاس ها اجازه می دهند دامنه ی وسیعی از سازمان ها در صنایع مختلف مورد مقایسه قرار گیرند. بنابراین، قابلیت تعمیم یافته ها بر مبنای مقیاس های ذهنی بیشتر است. همچنین مقیاس های ذهنی عناصر تحلیل مبتنی بر ادراک را نیز پوشش می دهند که در پژوهش های علوم اجتماعی جایگاه ویژه ای پیدا کرده است. این پرسش که کدام یک از این رویکردها باید در سنجش عملکرد مدنظر قرار گیرد به جهت گیری سازمانی و نوع نگرش مدیران بستگی دارد (قنواتی،۱۳۸۹، ۶).
با توجه به اهمیت عوامل نیروی انسانی، سرمایه، محصول و مدیریت می توان روشهای ارزیابی را به صورت زیر دسته بندی نمود:
الف) ارزیابی مالی: این ارزیابی توسط نسبتهای مالی و یا گزارشات و روشهایی نظیر سود و زیان، ترازنامه، بودجه بندی، تطابق بودجه، هزینه یابی بر مبنای فعالیت و … صورت می گیرد.
ب)ارزیابی منابع انسانی: این ارزیابی توسط روشهایی نظیر کارسنجی، انتخاب اجباری، قیاسی، ثبت وقایع حساس، مقایسه زوجی و … صورت می گیرد.
ج)ارزیابی فرآیندهای تولید
د)ارزیابی فرآیندهای مدیریت
[۱] Allen et al., 2008
هدف اصلی:
اهداف فرعی

برچسب:
نویسنده: مدیر سایت