دو مشخصه اصلی برای روشDEA
استفاده از تحلیل پوششی داده ها برای ارزیابی نسبی واحدها نیازمند تعیین دو مشخصه اساسی، ماهیت الگو و بازده به مقیاس الگو میباشد(دشتی نژاد[۱]، ۱۳۹۱).
این مفهوم که یکی از مفاهیم بسیار مهم در اقصاد می باشد. در تحلیل پوششی داده ها نیز این چنین مورد استفاده قرار می گیرد که هر گاه ورودی های یک واحد (DMU) تغییر نماید، تأثیری که این تغییر بر روی خروجی های این واحد می گذارد، بیانگر نوع بازده نسبت به مقیاس آن واحد می باشد(دشتی نژاد، ۱۳۹۱).
در تعریفی بسیار ساده و روشن بازده نسبت به مقیاس عبارت است از تأثیر تغییر کلیه عوامل تولید بر مقدار تولید، به عبارت دیگر بازده به مقیاس واکنش خروجی به یک افزایش متناسب در تمام ورودی ها را تشریح می نماید. برای محدوده موردنظر از ترکیب ورودی ها، اگر خروجی با همان نسبت افزایش یابد بازده به مقیاس ثابت[۲] است، اگر خروجی با نسبت کمتر افزایش یابد، بازده به مقیاس نزولی[۳] واگر خروجی با نسبت بیشتری از ورودی ها افزایش یابد، بازده به مقیاس صعودی[۴]است.
جهت روشن شدن این مفهوم فرض کنید فرم تابع تولید به صورت زیر باشد:
فرمول (۲-۲)y=f(x1,x2,…,xn)
که در این تابعYبیانگر خروجی یا مقدار تولید بوده و (x1,x2,…,xn)نیز بیانگر ورودی ها یا عوامل تولید می باشند.اکنون اگر فرض کنیم که همه ورودی ها به اندازه λتغییر نمایند، تغییرات خروجی یا مقدار تولید (y) ممکن است در برگیرنده یکی از سه حالت زیر باشد:
فرمول(۲-۳)
فرمول(۲-۵)
هندرسون معتقد است که یک تابع تولید تک مقداری ممکن است تمام سه نوع بازده بهمقیاس فوق الذکر رادر برگیرد. بعضی از اقتصاددانان فرض می کنند که توابع تولید برای مقدار کمی از ورودی هابازده فزاینده به مقیاس دارند، که با افزایش بیشتر در ورودی ها پس از عبور از محله بازده ثابت، مرحله بازده نزولی به مقیاس بوجود خواهد آمد (Handerson & Ouandt ,1985).
بر اساس بازده به مقیاس، الگوهای DEA در یکی از دو گروه زیر قرار می گیرند(دشتی نژاد، ۱۳۹۱):
الف) بازده به مقیاس ثابت: یعنی هرمضربی از ورودیها همان مضرب از خروجیها را تولید میکند. الگوی CCR بازده به مقیاس واحدها را ثابت فرض میکند.
ب) بازده به مقیاس متغیر: یعنی هر مضربی از ورودیها میتواند همان مضرب از خروجیها یا کمتر و بیشتر از آن را تولید کند. الگوی BCC بازده به مقیاس واحدها را متغیر فرض میکند.
در مدل های DEA، راهکار بهبود واحدهای ناکارا، رسیدن به مرز کارایی است. مرزکارایی ، متشکل از واحدهایی با اندازه کارایی ۱ است. به طور کلی، دو نوع راهکار برای بهبود واحدهای غیرکارا و رسیدن آنها به مرز کارایی وجود دارد(Chaes and Cooper, 1985):
الف) ماهیت ورودی: درصورتیکه در فرایند ارزیابی با ثابت نگه داشتن سطح خروجیها، سعی در حداقل سازی ورودیها داشته باشیم ماهیت الگوی مورد استفاده ورودی است.
ب) ماهیت خروجی: درصورتیکه در فرایند ارزیابی با ثابت نگه داشتن سطح ورودیها، سعی در افزایش خروجیها داشته باشیم ماهیت الگوی مورد استفاده خروجی است.
| ستاده |
این دو الگوی بهبودکارایی در نمودار ۱ نشان داده شده است. همانطور که در شکل مشخص است، واحد A ناکاراست. A1 بهبودیافته آن با ماهیت ورودی ـ محور (نهاده ای) و A2، نسخه بهبودیافته آن با ماهیت خروجی ـ محور (ستاده ای) است(فارسیجانی و همکاران ، ۱۳۹۰).
| A2 |
| A |
| A1 |
|
نهاده |
شکل شماره ۲-۲: الگوی بهبود کارایی
در الگوی DEA با دیدگاه ورودی به دنبال به دست آوردن ناکارایی فنی به عنوان نسبتی می باشیم که بایستی در ورودی ها کاهش داده شود تا خروجی بدون تغییر بماند و واحد در مرز کارایی قرار گیرد. در دیدگاه خروجی به دنبال نسبتی هستیم که باید خروجی ها افزایش یابد بدون اینکه تغییر در ورودیها بوجود آید تا واحد به مرز کارایی برسد(دشتی نژاد، ۱۳۹۱).
[۱]دشتی نژاد، معصومه
[۲]Constant Retu to scale(CRS)
[۳]Decreasing Retu to scale(DRS)
[۴] Increasing Retu to scale(IRS)
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
برچسب:
نویسنده: مدیر سایت