مبانی نظری تحقیق
۲-۱-۱- مقدمه
بحث در مورد تقسیم سود در کشورهای پیشرفته که دارای بازار بورس اوراق بهادار پر رونقی می باشند از دیرباز مطرح بوده و شاید یکی از قدیمی ترین و سئوال برانگیزترین موضوعات مطروحه در مدیریت مالی باشد که تاکنون جواب مشخصی برای آن ارائه نشده است. تحقیقات تجربی و تئوریها در این زمینه به قدری متفاوت و بعضاً متضاد است که در برخی از متون مدیریت مالی از آن به عنوان معمای پرداخت سود سهام[۱] نام می برند.(Black 1976)
۲-۱-۲- عوامل مؤثر بر تعیین سیاست توزیع سود سهام
در زمینه بررسی عوامل تعیینکننده سیاست تقسیم سود، دو تحقیق اساسی صورت پذیرفته است. تحقیق نخست تحت عنوان «شرکتها چگونه نسبتهای پرداخت سود سهام نقدی خود را تعیین می نمایند» در سال ۱۹۹۲ توسط روزف و مطالعه دوم با عنوان «عوامل تعیینکننده اهرم مالی و سیاستهای تقسیم سود شرکتها» توسط بارکلی و همکارانش در سال ۱۹۹۵ انجام پذیرفته است.
بر اساس مطالعات روزف، عوامل تعیینکننده سیاست تقسیم سود شرکتها را میتوان در قالب موارد ذیل دستهبندی نمود:
این موارد بیانگر آن است که یک شرکت مجموع هزینههای معاملاتی خود، ناشی از تأمین مالی از بازار سرمایه و محدودیتهای تامین مالی، و هزینههای نمایندگی را حداقل میسازد. وی نسبت پرداخت سود سهام نقدی را به عنوان جایگزینی برای سیاست تقسیم سود در تحقیق خود در نظر گرفت. در رابطه با هزینههای معاملاتی ناشی از تأمین منابع مالی از بازار سرمایه نیز، روزف از دو متغیر نرخ رشد درآمد و نرخ رشد پیشبینی شده درآمد استفاده نمود؛ زیرا به اعتقاد وی شرکتهای در حال رشد یا دارای برنامه رشد، تمایلی به توزیع سود ندارند.
از آن جائی که هر چه اهرم مالی و عملیاتی یک شرکت بیشتر باشد ضریب بتای آن نیز بیشتر است، لذا بتای شرکت به عنوان یکی دیگر از متغیرهای تحقیق که رابطه معکوسی با توزیع سود دارد، در نظر گرفته شد. در رابطه با هزینههای نمایندگی هم، درصد سهام سهامداران داخلی و تعداد سهامداران به عنوان دو متغیر جایگزین به کار گرفته شدند. انتظار میرود هرچه مالکیت غیرمتمرکز و پراکندهتر باشد، سود بیشتری نیز توزیع گردد.( Rozeff 1982)
در تحقیق دیگر، بارکلی و همکارانش پس از مطالعات و بررسیهای متعدد، سه عامل را به عنوان عوامل تعیینکننده احتمالی در سیاست تقسیم سود شرکتها مورد بحث قرار می دهند؛ (۱) میزان فرصتهای سرمایهگذاری، (۲) اثرات پیامرسانی تغییرات سود سهام نقدی و (۳) اندازه شرکت. در مدل آنان، بازدهی سود سهام نقدی به عنوان متغیر جایگزین سیاست تقسیم سود در نظر گرفته شده است.
در این تحقیق نسبت «ارزش بازار به ارزش دفتری» شرکت به عنوان متغیر جایگزین فرصتهای سرمایهگذاری به کارگرفته شده است؛ چرا که انتظار میرود تا شرکتهای برخوردار از این فرصتها، تمایلی به توزیع سود نداشته باشند. این محققین برای دستیابی به معیاری جهت انعکاس اثر پیامرسانی، چنین فرض نمودند که سودهای شرکت تابع گام تصادفی است؛ بدین معنا که بهترین برآورد سود آتی شرکت سود فعلی آن است.
[۱] .Dividend puzzle

برچسب:
نویسنده: مدیر سایت