کالاها و خدمات به طرق مختلفی که در آن دولت و بخش خصوصی با درجات مختلفی حضور دارند، قابل ارائه می باشد. همانطوری که ماسگریو((Musgrave,1959,44 در حدود نیم قرن پیش بیان نمود، ارائه خدمات عمومی به این معنا نیست که دولت لزوما تولید کننده خدمات باشد. بنابراین ارائه خدمات عمومی وسیع تر از حالتی است که در آن دولت مسئول طراحی، ساخت، تامین مالی و عملیات دارایی های سرمایه ای و خدمات قابل ارائه توسط این دارایی ها باشد. در حقیقت بسیاری از خدمات دولت با دارایی هایی که دولت ها از طریق بخش خصوصی تهیه می کنند یا قراردادهایی که مطابق آن بخش خصوصی نسبت به ساخت دارایی ها منطبق با مشخصات تعیین شده دولت می پردازد، انجام می شود. این موضوع ممکن است مواردی چون احداث ساختمان ها، کامپیوترها، سدها، جاده ها، تجهیزات بیمارستانی و نظامی رادر بربگیرد. همچنین دولت ها ممکن است قراردادهایی را با بخش خصوصی در زمینه ارائه خداتی خاص از جمله خدمات تعمیر و نگه داری و مشاوره منعقد نمایند. اما هیچ یک از آنها ممکن است به عنوان مصادیق مشارکت های عمومی خصوصی محسوب نشود. بلکه ممکن است تمامی این موارد به عنوان تدارکات عمومی سنتی بشمار آید. حال مشارکت های عمومی خصوصی به چه معناست و چطور می تواند به صورتی متفاوت از روش تدارکات عمومی سنتی، بخش خصوصی را جذب نماید؟تعریف مشارکت های عمومی خصوصی موجب می شود تا بتوانیم آن را از روش تدارکات عمومی سنتی و خصوصی سازی[۱] تفکیک کنیم.
در حالی که تعاریف زیادی در خصوص مشارکت عمومی خصوصی وجود دارد(Bovaird, 2004; Hodge and Greve, 2007 ) افراد کمی به تعریف واقعی از مشارکت عمومی خصوصی دست یافته اند(۲۰۰۹,p.33 Hodge and Greve,) که این امر به این دلیل است که کاربرد های زیادی برای مفهوم مشارکت عمومی خصوصی وجود دارد.( ( Hodge and Greve, 2007 پسوا در سال [۲]۲۰۰۶، مشارکت عمومی خصوصی را به عنوان ائتلاف پایدار میان بخش های عمومی و خصوصی (شامل یک سازمان غی انتفاعی) برای دستیابی به یک هدف عمومی به صورتی که هر یک از طرفین به دنبال منافع خود باشند تعریف نموده است. هوگ و گریو در سال [۳]۲۰۰۷ آن را به صورت قرارداد بلند مدت پروژه زیر ساختی تعریف نمودند. برخی دیگر این مشارکت را در چارچوب ادبیات مدیریت عمومی، یک نوع رویه سازمان یافته جهت مشارکت سازمانهای خصوصی در اقتصاد به منظور تأمین خدمات عمومی می دانند(لیندر، ۱۹۹۹)، برخی دیگر مشارکت عمومی- خصوصی را روشی جدید برای راه اندازی پروژههای زیرساختی؛ همچون ساخت تونل، احداث بندر، حمل و نقل و … می دانند (ساواس،۲۰۰۰ ).
مشارکت مذکور را می توان ترتیبات و موافقتهایی دانست که در آن، بخش عمومی با بخش خصوصی به عنوان یک نهاد مستقل متعهد به انجام تعهدات در قالب قراردادهای بلندمدت در زمینه های مربوط به ساخت یا مدیریت زیرساختها و یا تأمین خدمات می شوند(گریم سی و لویز۲۰۰۲).
در حال حاضر تعریف کاملا شفافی از مشارکت عمومی خصوصی وجود ندارد. و برخی از تعاریف ارئه شده در زمینه مشارکت عمومی خصوصی به شرح زیر می باشد:
حال ما می توانیم یک تعریف کلی از مشارکت عمومی خصوصی به صورت زیر داشته باشیم:
مشارکت عمومی خصوصی را می توان به عنوان توافقنامه ای میان دولت و بخش های خصوصی تعریف نمود(که ممکن است اپراتورها و تامین کنندگان منابع مالی را نیز در بر بگیرد) که بر اساس آن بخش یا بخش های خصوصی بتوانند نسبت به ارائه خدمات عمومی همراستا با اهداف ارائه خدمات دولت و اهداف سودآوری بخش خصوصی و به نحوی اثربخش که ریسک کافی به بخش خصوصی منتقل شود، بپردازند. اهداف دولت شامل کارایی و اثربخشی ارائه خدمات می باشد که در زمینه اثربخشی ارائه خدمات به کیفیت و کمیت خدمات توجه می شود. همچنین اهداف سود آوری بخش خصوصی بهبود کارایی پروژه و حداقل نمودن تاثیر ریسک بر سودآوری می باشد. که این تعریف موارد زیر را نیز در بر می گیرد: (IMF, 2004, 7; Coer, 2006, 40)
[۱] Privatization
[۲] Pessoa,2006
[۳] Hodge and Greve, 2007
[۴] Organization for Economic Co-operation and development
[۵] Standard & poor s (2005)
[۶] European commission (2004)
[۷] Inteational Monetary fund (2006)
[۸] European Investment Bank (2004,2)
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
برچسب:
نویسنده: مدیر سایت