با بررسی ادبیات آموزش صلح روشن میشود که تلاشهای بسیار گستردهای در زمینه آموزش صلح صورت گرفته است و در راستای این تلاشها جهتگیریهای گوناگون درباره اصول و روشهای آموزش صلح انجام گرفته است. آموزش و پرورش صلح به خاطر تهدیدات هستهای و دیگر خطراتی که متوجه این کره خاکی میشد در دهه(۱۹۸۰) مواد آموزشی و برنامههای درسی زیادی را که بچهها قبل از دبستان تا دبیرستان دربرمیگرفت تجربه کرد. تا تلاش در جهت جلوگیری از نابودی کره زمین کرده باشد. الگوهای برنامه درسی کودکان شامل مطالعه طبیعت و توجه آنان به محیط پیرامون شد. و این موضوع را به آنان میآموخت که کودکان نیز مسئول دنیایی که در آن زندگی میکنند هستند، اما برنامههای آموزشی نوجوانان و جوانان شامل احتمالی را تشخیص داده و نقش ایفا کرده و در مورد آن مشکلات راه حل پیشنهاد کنند. دست اندرکاران تعلیم و تربیت نه تنها آموزش صلح را بعنوان محتوای برنامه درسی درنظر گرفتند، بلکه آن را بعنوان یک فرایند به رسمیت شناختند ، روشی از زندگی که اجتماعی و فردی را بهبود بخشد (هاسیلی[۱]،۱۹۷۹).
برنامههای مدارس از لحاظ فلسفی باید آینه تمامنمای ارزشها ، خواستها و انتظارات اجتماعی باشد. به همین دلیل است اهداف اصلی برنامههای مدارس این است که دانشآموزان را جامعهپذیر گرداند. و آنها را با دانشها، ارزشها، گرایشها و مهارتهای ضروری جهت زیستن در جامعه آماده سازند(فتحی واجارگاه،۱۳۷۹).
[۱].Hassely
میزان توجه به ویژگیها و مؤلفه های آموزش صلح در برنامه درسی دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان و کارشناسان چگونه است؟

برچسب:
نویسنده: مدیر سایت