کاربرد مدیریت دانش شخصی توسط اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند
۲-۴ مفهوم مدیریت دانش
مديريت دانش واژهاي عملي است كه ارائه يك تعريف استاندارد از آن مشكل است. همانطور که ارونسون و توربن۳ (۲۰۰۱) بیان میکنند توافقی روی تعریف مدیریت دانش وجود ندارد. این عدم توافق بیشتر ناشی از پیچیدگی و ابهام در جزء دوم این ترکیب یعنی دانش است. علیرغم این واقعیت نمونههایی از معروفترین تعاریف مدیریت دانش در ادامه ارائه میشود. لازم به ذکر است تعاريفي كه نظريهپردازان از مديريت دانش ارائه مينمايند ما را در شناخت هرچه بيشتر آن ياري ميرساند (به نقل از عدلی، ۱۳۸۴).
داونپورت و پروساک (۱۹۹۸) و علوی و لیندر (۲۰۰۱) بیان میدارند که مدیریت دانش عبارت است از یک فرایند تخصصی شده نظاممند و سازمان یافته به منظور اکتساب، سازماندهی، تداوم بخشیدن، به کارگیری، به اشتراک گذاشتن و جایگزین کردن دانش ضمنی و دانش صریح کارکنان، برای ارتقا عملکرد سازمانی و خلق ارزش (به نقل از چوی و همکاران، ۲۰۰۶).
داگفس[۱] (۲۰۰۳) مدیریت دانش را ترکیب فرایندهای اداره، کنترل، خلاقیت، رمزگذاری، اشاعه و اعمال قدرت در سازمان تعریف کرده که هدف اصلی آن این است که شخص نیازمند، به دانش مورد نیاز خود در زمان مقتضی دسترسی یابد، به گونهای که توانایی تصمیمگیری به موقع و درست برای او ممکن شود.
[۱]. Daghfous ۲٫ Casonato ۳٫ Malhotra ۴٫ Prusak ۵٫ Zimmerma ۶٫ Sutton ۷٫ Herbert Saintongo
۱-۵-۱ سؤال کلی پژوهش
اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند چگونه و به چه میزان به مدیریت دانش میپردازند و عوامل مرتبط با میزان مدیریت دانش شخصی آنان چیست؟
۱-۵-۲ سؤالات جزئی پژوهش

برچسب:
نویسنده: مدیر سایت