زندگی اجتماعی روزانه و ارتباط موفق با افراد اجتماع بستگی زیادی به توانایی ارزیابی رفتار دیگر مردم بر اساس حالتهای روحی آنها مانند احساسات و افکار و اعتقادشان دارد. همهی این توانایی به تئوری ذهن برمیگردد. در دو دههی پیش بارون کوهن و همکارانش انقلابی را در تحقیقات اختلال درخودماندگی به وجود آوردند آنها نشان دادند که کودکان درخودمانده حتی آنهایی که توانایی ذهنی و کلامی بالایی داشتند وبالاتر از ۴ سال داشتند نمیتوانند تکلیف تئوری ذهن را با موفقیت انجام دهند و به این نتیجه رسیدند که نقص در تئوری ذهن یکی از نشانههای اصلی در کودکان درخودمانده است(تاگر[۱]، ۲۰۰۷).
همه افراد این درک را دارند که دیگران احساساتی و افکاری متفاوت از خودشان دارند و میتوانند رفتار دیگران را براساس این توانایی پیشبینی کنند و رفتار خودشان را تعدیل کنند. ولی کودکان درخودمانده فاقد این توانایی هستند. آزمایش کلاسیک تئوری ذهن به نام تکلیف اشتباه[۲] برای اولین بار توسط هاینز ویمر و جوزف برنر و جوزف برنر در سال ۱۹۸۳ انجام شد. این آزمایش که به نام بازی سالی و آنه معروف است به این گونه است که به کودک میگویند دختری به نام سالی یک شکلاتی را در داخل کشوی میزی قرار میدهد و اتاق را ترک میکند دختری دیگری به نام آنه وارد اتاق میشود و جای شکلات را تغییر میدهد و شکلات را داخل کمد قرار میدهد. سالی وارد اتاق میشود از کودک سوال میشود که سالی در کجا به دنبال شکلات میگردد. هر فردی که تئوری ذهن داشته باشد میگوید در داخل کشو یعنی در جایی که شکلات را گذاشته است. چون سالی هرگز ندیده است که مکان شکلات تغییر کرده است، در نتیجه بر اساس باورش باید رفتار کند. کودکانی که تئوری ذهن ندارند نمیتوانند چنین باوری داشته باشند و معتقد هستند که چون ای شکلات تغییر کرده و داخل کمد گذاشته شده پس سالی نیز باید همان جا به دنبالش بگردد. کودکان درخودمانده این تکلیف را با موفقیت انجام نمیدهند و با شکست مواجه میشوند، زیرا فاقد تئوری ذهن هستند( بارنت[۳]، ۲۰۱۰).
[۱]Tager
[۲] False-belife
[۳]Baett
آیا بازیدرمانی شناختی-رفتاری بر مهارتهای ارتباطی کودکان درخودمانده با عملکرد بالا تاثیر دارد؟

برچسب:
نویسنده: مدیر سایت