زمانی که کانر درخودماندگی را توصیف کرد این نکته را عنوان کرد که ویژگیهای شخصیتی والدین کودکان درخودمانده در این اختلال نقش دارد. متاسفانه در زمانهای قدیم که درخودماندگی خوب شناخته نشده بود این تصور رایج بود و بر این باور بودند که مادران یخچالی باعث این اختلال میشوند. اصطلاح مادران یخچالی به این اشاره دارد که این مادران هیچ عاطفهایی به فرزندان خود ندارند و با آنها سرد برخورد میکنند و روش فرزندپروری آنها باعث شده که نشانههایی مانند انزواطلبی و گوشهگیری در این کودکان رشد پیدا کند. در حال حاضر بدن شک میدانیم که شیوههای فرزند پروری علت درخودماندگی نیست(یاپکو، ۲۰۰۳).
اکثر پژوهشگران معتقدند که درخودماندگی ناشی از دامنهای از نقایص مغزی است. زیرا بیشتر علایم میزه درخودماندگی مثل نقص در رشد زبان، کم توانی ذهنی، رفتارهای حرکتی غیر معمول، واکنش افراطی و عدم واکنش به درون دادهای حسی، حساس بودن به لمس و جابهجایی و تحریک بینایی و شنوایی در ارتباط با کارکرد سیستم عصبی مرکزی هستند. همچنین ۲۵ درصد افراد درخودمانده به ویژه نوجوانان، مبتلا به اختلالهای صرع میشوند که ریشه این مشکل نیز در سیستم عصبی مرکزی قابل ردیابی است. افزون بر موارد مذکور، مطالعات جدید نشان میدهند که فعالیت الکتروآننسفالوگرام در نواحی پیشانی و گیجگاهی مغز کودکان درخودمانده نسبت به کودکان عادی کمتر است( کاکاوند، ۱۳۸۸).
آیا بازیدرمانی شناختی-رفتاری بر مهارتهای ارتباطی کودکان درخودمانده با عملکرد بالا تاثیر دارد؟

برچسب:
نویسنده: مدیر سایت